![]() |
![]() |
|
|
روزي پسر بچه اي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد . او از پيدا كردن اين پول ،آن هم بدون هيچ زحمتي ، خيلي ذوق زده شده . اين تجربه باعث شد كه بقيه روزها هم با چشمهاي باز ، سرش را به سمت پايين بگيرد ( به دنبال گنج ) !!! او در مدت زندگيش ، 296 سكه 1 سنتي ، 48 سكه 5 سنتي ، 19 سكه 10 سنتي ، 16 سكه 25 سنتي ، 2 سكه نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده 1 دلاري پيدا كرد . يعني در مجموع 13 دلار و 26 سنت . در برابر به دست آوردن اين 13 دلار و 26 سنت ، او زيبايي دل انگيز 31369 طلوع خورشيد ، درخشش 157 رنگين كمان و منظره درختان افرا در سرماي پاييز را از دست داد . او هيچ گاه حركت ابرهاي سفيد را بر فراز آسمان ، در حالي كه از شكلي به شكل ديگر در مي آمدند ، نديد . پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزئي از خاطرات او نشد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 0:49 توسط بهرنگ |
|
|
دهقان پیر، با ناله ای گفت: ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است؟! دخترم همه چیز را دو تا می بینم!
ارباب پرخاش کرد که بدبخت! چهل سال است نان مرا زهرمار می کنی! مگر کور بودی! ندیدی که چشم دختر من هم چپ است؟!
گفت" چرا، ارباب دیدم... اما... چیزی که هست، دختر شما همهی این خوشبختی ها را دو تا می بیند... ولی دختر من ، این همه بدبختی ها را...
کارو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 0:18 توسط بهرنگ |
|
|
از وقتي كه دستانت از دستان من فاصله گرفت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 0:14 توسط بهرنگ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من یه مهندسی برق هستم
والبته end روشن فکر!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
نتایج آنلاین فوتبال آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 اردیبهشت 1388 مهر 1387 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| پیوندها |
|
بچه پرو نتایج آنلاین فوتبال پائیز |
|
RSS
|